Posted by: امیر صالح on: July 5, 2009
شاتهای جدید کتی پری در شماره جدید مجله کاموپولیتان




ازاینکه اول شدم خیلی خوشحالم
نظر خاصی درمورد این خانوم ندارم
چقدر اينجا خوب شده مخصوصاً تو عكس دوم
از بس خودشو اجق وجق درست ميكنه بد نشون داده ميشه
خيلي اينجا خبه
khoshgele einja
ازش خوشم میاد ولی نه خیلی زیاد.اینجام بد نیست
……….ممنون
چقدر ناز شده اينجا
بابا خوشگله ولي خودشو به قول نينا جلف ميكنه
مرسي صالح جان
are inja khoshkele !
man doosesh nadaaaaaaaaaaraaaaaaaaaaam
vali be ghole nina joonam
inja kheili behrat shode
man dosesh midaram
چه عجب اين يه بار چشماش از حدقه نزده بيرون.مرسيييييييييييييييييي
kheily nice!
ham khodesh ham ahangash:D
inja kheyli khooooob shodee
khanom shode ![]()
mer30o aghaye saleh
خله بابا
منم همون حرفهاي نينا جون و الهه جون
مــــــــــــرسي
سلام دوستای گلم یکی به من بگه تو کلوب عکسستان اگه بخوایم پستای قبلی رو مثلا مال 3روز پیش چیکار باید انجام بدم؟؟؟
bazi jaha khoshgel mishe bazi jaha birikht .mer30
خیلی نازه . مخصوصا چشم ها و پاهای زیبایی داره
inja khoshgel shode range lebasesham behesh omade to axe dovom merci
من نمیتونم وارد کلوب شم
چرا…!
^^ چه اروری میده؟؟؟
هر جوری که باشه ازش متنفرم.مرسی امیر صالح جان
man kheili doosesh daram
kkheili naze vali kheiliam khol bazi dar miare
age ada adamaro dar biare khoshgeltare
tnx mr saleh
خیلی عوض شده. در کل ازش خوشم میاد. با بقیه فرق میکنه. ادای کسی رو در نمیاره. لباشو گنده نمیکنه. شیطنتاشم خاص خودشه.
سلام به همه ي دوستان عزيز عكسستان…اميدوارم كه حالتون خوب باشه…يه مدتي كه نبودم دلم براتون تنگ شده بود…خيلي هم از قافله عقب افتادم مثل اينكه
قيافش كه به دل من يكي نميشينه…به نظر من كماكان شبيه عروسكهاي خيمه شب بازيه…!!!مرسي امير خان
تا حالا شده بخاطر عزیزت اشک بریزی
تا حالا شده بخوای اشک بریزی ، گریه کنی یه عالمه اما نتونی و گلوت از زور بار بغز بخواد خفه شه …
تا حالا شده که بخوای با تمام قدرت خدا رو فریاد بکشی و ازش کمک بخوای که رهات کنه ، به دادت برسه …
تا حالا شده که دلت بخواد یه مسافر در خونت رو بزن و تو رو از این همه چشم انتظاری در بیاره …
تا حالا شده زیر بار سنگین فاصله انقدر له بشی که دیگه حتی نتونی جیک بزنی …
تا حالا شده عشقت و ندید بگیرن و بعد هم …
اصلا تا حالا شده عاشق بشید من شدم و فهمیدم عشق هم مثل همه چیز تو دنیا واسه همه یه شکل نیست …
عشق من اما رنگش بنفشه ، بنفش به رنگ دوری ، فاصله ، انتظار و شور مثل غم ، مثل اشک و گرفته و تنگ مثل بغز ، مثل نفسهای کوتاه من و از جنس من از جنس برزخ ، از جنس مه
و بزرگ از قد آسمون هم خیلی بالاتر شاید هم بیشتر ، عاشقانه اونقدر که دوستم داشت و دارم
لطیف مثل ابریشم ، ابر و تموم مهربونیاش …
تا حالا شده به انتظار شنیدن دوباره ی یه صدای آشنا روزها ، شبها ،
ماهها و شاید سالها به انتظار بشینی که بیاد بیاد ، برگرده و بالاخره تنهایی تو هم تموم شه
یه زمانی بود که می خندیدم ، می رقصیدم با عشق و بوسه و احساس …
بجای درویشی و تنهایی و های های بی خبری
دامنم پر بود از احساس خوشبختی ، عشق ، عشق ، عشق …
حالا هم حالم خوبست یه تنهایی دارم به وسعت عشق تو ، یه آرامش و سکوت محض که اونجا فقط صدای تیک تیک ساعته
که می تونه جای تو رو بگیره ، جای عشقم رو بگیره ، جای نفسهای گرمت و بگیره …
از وقتی رفتی چشمای کسی دیگه آینه صورتکم نشد ،
از وقتی که رفتی …
وای به روزی که از سفر بر گردی دیگه نمی گذارم بری و
تنهام بگزاری هر جا بری باهات می یام ، باهات می یام …. دوسِت دارم …دوسِت دارم مرواریدم
تا حالا شده بخاطر عزیزت اشک بریزی
تا حالا شده بخوای اشک بریزی ، گریه کنی یه عالمه اما نتونی و گلوت از زور بار بغز بخواد خفه شه …
تا حالا شده که بخوای با تمام قدرت خدا رو فریاد بکشی و ازش کمک بخوای که رهات کنه ، به دادت برسه …
تا حالا شده که دلت بخواد یه مسافر در خونت رو بزن و تو رو از این همه چشم انتظاری در بیاره …
تا حالا شده زیر بار سنگین فاصله انقدر له بشی که دیگه حتی نتونی جیک بزنی …
تا حالا شده عشقت و ندید بگیرن و بعد هم …
اصلا تا حالا شده عاشق بشید من شدم و فهمیدم عشق هم مثل همه چیز تو دنیا واسه همه یه شکل نیست …
عشق من اما رنگش بنفشه ، بنفش به رنگ دوری ، فاصله ، انتظار و شور مثل غم ، مثل اشک و گرفته و تنگ مثل بغز ، مثل نفسهای کوتاه من و از جنس من از جنس برزخ ، از جنس مه
و بزرگ از قد آسمون هم خیلی بالاتر شاید هم بیشتر ، عاشقانه اونقدر که دوستم داشت و دارم
لطیف مثل ابریشم ، ابر و تموم مهربونیاش …
تا حالا شده به انتظار شنیدن دوباره ی یه صدای آشنا روزها ، شبها ،
ماهها و شاید سالها به انتظار بشینی که بیاد بیاد ، برگرده و بالاخره تنهایی تو هم تموم شه
یه زمانی بود که می خندیدم ، می رقصیدم با عشق و بوسه و احساس …
بجای درویشی و تنهایی و های های بی خبری
دامنم پر بود از احساس خوشبختی ، عشق ، عشق ، عشق …
حالا هم حالم خوبست یه تنهایی دارم به وسعت عشق تو ، یه آرامش و سکوت محض که اونجا فقط صدای تیک تیک ساعته
که می تونه جای تو رو بگیره ، جای عشقم رو بگیره ، جای نفسهای گرمت و بگیره …
از وقتی رفتی چشمای کسی دیگه آینه صورتکم نشد ،
از وقتی که رفتی …
وای به روزی که از سفر بر گردی
شادی جون خیلی قشنگ نوشتی
شادي جان انشاا.. به آرزوت برسي
دختر خوشگلیه!حیف که دیوونه بازی در میاره! مرررسی
آره با برو بچ موافقم دوست داشتنیه ولی دلقک بازی زیاد در میاره
inja kheili naz shode
ishala harche zoodtar khoda shafash bede
mer30
July 5, 2009 at 12:17 pm
اول
اول
اول